سارا ممبینی _ الــفبا: برای خوب دیدنِ بـرخی انسان ها باید سکوت کرد. باید در سکوت نشست مقابلِ شان، زُل زد به چشم هاشان و خیره شد به حرفهایی که می زنند. باید غرق شد در کلماتـی که از اعماقِ جانِ شان بیرون می تَـراود. کلماتی که حرف به حرف و صدا به صدا؛ اشتیاق و تلاشِ آنها برای نیـکو زیستن را واگـویه می کند. اشتیاقی که هر صبحِ شان را پُـر از عطرِ دلنشین رویـاهای سبز و سُرخ و صورتی و آبی می سازد.

 

شقایق از انسان هایی است که باید خوب دیـد و شنید و بــاورش کرد. او هر روز با دستانِ آسمانی اش نقشِ آرزو می زند بر تار و پود دارِ قــالی. آرزوهایی که در دامـانِ تابلو فرش ها جان می گیرند. سبز می شوند. جوانه می زنند. می شکُفند و تا عرش پرواز می کنند. آرزوهای به گُل نشسته دختری که هُنـر را با تمامی زوایای روشن و نورانی اش می فهمد.

 

شقایق باقلانی؛ دانش آموز مدرسه استثنایی حضرت فاطمه (س) در اهواز (منطقه خروسی) است. او با معلولیت کم توانی ذهنی، در خانواده ای کم برخودار چشم به دنیا گشود. شقایق وقتی در پایه ششم ابتدایی تحصیل می کرد پی به تـوان دستهایش در خلق اثـر هُنری برد و این بــرای او؛ دَری به سـوی روزهای روشن گشود. روزهایی که می توانست در لحظه لحظه اش بنشیند و با سرانگشتانش معجزه کند.

 

با ساخت عروسک وارد دنیای هُنر شد

او که با بافت عروسک گام به وادی هُنرهای دستی نهاد، به الــفبا گفت: طرحِ عروسکهایم را در ذهنم مجسم می کردم و آرام آرام آنها را می بافتم و می ساختم. یکی از خاطره های خوبم از ساخت این عروسک ها این است که توانستم یکی از آنها را به بهترین دوستم یاسمن هدیه دهم. عروسکی با موهای طلایی و پیراهن چهارخانه قرمز.

 

قالی بافی برای کمک به خرج خانه

پدر شقایق بنّاست. از وقتی که کرونا آمد بیشتر وقتها بیکار است. شقایق به الــفبا گفت: برای اینکه به اقتصاد خانواده کمک کنم علاوه بر عروسک؛ رومیزی و تابلوفرش هم می بافم و دستمزد حاصل از این کار را به پدرم می دهم تا برای مخارج زندگی خانواده هفت نفری مان هزینه کند. مدیر و معلمان مدرسه ام در تامین وسایل مورد نیاز برای فرش بافی مثل دار قالی، نقشه و نخ به من کمک می کنند.

 

آرزویم خریدن یک تلفن همراه است

به شقایق گفتم تصاویری از تابلو فرش هایی که بافته؛ برایم بفرستد و فرستاد. در یکی از این آثار؛ کوچ عشایر از میان کوه ها و رودها نقش بسته بود. نقشی که با دیدنش ایـمان آوردم به اعجاز سرانگشتانی که از میان دارِ قـالی رنگ و عشق می سُـرایند. به او گفتم آرزویت چیست. شقایق گفت: آرزوهایم این است که بتوانم آنقدر کار کنم که یک تلفن همراه بخرم اما فعلا باید برای تامین مخارج خانه به پدر کمک کنم. البته از این بابت خوشحال و راضی هستم. امیدم به خداست و می دانم که خداوند از بندگانش مراقبت می کند و آرزوها و رویاهایشان را می شنوند.

 

حمایت مدیر مدرسه از هنر شقایق

شقایق در مدرسه ای تحصیل می کند که مدیرش تمام قد ایستاده برای حمایت از دانش آموزانی چون او. شهناز بابایی مدیری است که دانش  آموزان مدرسه اش را فرزندانش می داند و در همه حال کنارشان است. او به الـفبا گفت: مدرسه استثنایی حضرت فاطمه (س) دارای 63 دانش آموز با نیازهای ویژه است و به دلیل اینکه نیازهای آموزشی در این دانش آموزان نسبت به دانش آموزان عادی متفاوت است حمایت همکاران من برای تعلیم و تربیت و مهارت آموزی به  این دانش آموزان در شرایط شیوع کرونا و تعطیلی مدارس بیشتر شد.

 

او به الـفبا گفت: استعدادها و توانایی های چنین دانش آموزانی باید دیده شود و در این راستا من و همکارانم از تمامی ظرفیت های موجود استفاده می کنیم. برخی از دانش آموزان این مدرسه مثل شقایق با پرورش خلاقیت و هنر خود حتی قادر به ورود به بازار کار و کمک به چرخه اقتصاد خانواده شده اند. همچنین ما دانش آموزان دیگری نیز داریم که آثار آنها در نمایشگاه ها و جشنواره های کشوری نظیر هفته پژوهش و جشنواره نوجوان سالم موفق به کسب مقام شدند. حمایت از مهارت آموزی دانش آموزان با نیازهای ویژه، به عنوان سرمایه های انسانی در کشور یک ضرورت است.

 

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی الــفبا؛ داستان شقایق و شقایق های دیگر داستانِ انسان هایی است که معلولیت حریفِ تلاش آنها برای رسیدن به رویاهایشان نمی شود. آنها با ایستادگی، قصه ی خودباوری شان را در جای جای تاریخ ثبت می کنند. داستانِ آنها در کوچه های پیچ در پیچ و تاریک و روشنِ زندگی ادامه دارد.